أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
483
آثار الباقيه ( فارسى )
ما را از امثله زيادى كه زده بىنياز مىساخت . سپس ابو جعفر خازن براى دانستن صوم اوسط مسيحيان كار شگفتآورى كرده كه به روز پنجم كانون آخر كه روزه عيد الدنح باشد نظر مىكند تا به بيند كدام يك از ماههاى عرب است و آنچه را كه از شهر قمرى تا آن روز از سى و يك روز گذشته كم مىكند و مابقى را از آغاز شباط مىشمارد و به هرجا رسيد روز دوشنبه نزديكتر كه دنبال آن است اول روزه است . اين راه كه ابو جعفر خازن رفته مانند راه پيشين كه رفته نيست زيرا روزه اوسط همواره بايد از صوم معدل پيش افتد و عقب نباشد و حال آنكه بنابر استخراج او گاهى پيش مىافتد نه همواره و چون چنين شد بر كسى كه به اين جدول عمل كند امر مشتبه مىشود و بدين سبب از حقيقت دور مىافتد ولى اگر اين دانشمند مىگفت از هر دو جهت نزديكترين دوشنبهاى را كه در حد صوم باشد بگيريم به صواب نزديكتر بود زيرا آنچه براى او استخراج مىشود پس از اجتماع معتبر از اول شباط است و در برخى از نسخ تصرف شده يافتم كه او به روز بيستم ماه عربى كه پس از ماهى باشد كه عيد دنح در آن بوده و آن ششمين روز كانون آخر است پس اگر آن روز دوشنبه بود آغاز روزه بود و گرنه دوشنبه پس از آن . كار مزبور موافق آن نيست كه او گفته و از راه صواب به جهاتى دور است يكى آنكه اگر دنح در ماه عربى از اول تا سوم آن باشد اجتماع ماهى كه پس از آن است در اوايل شباط مىشود و آن را مىتوان معتبر دانست و براى بسيارى از اوقات صلاحيت دارد كه صوم در حوالى آن باشد و آن در اوائل ماهى كه تالى دنح است خواهد بود نه روز بيستم و نزديك آن . ديگر آنكه اگر وقوع اجتماع ماه عربى در روز ششم و بيستم امكان داشت و صوم هم همواره مقدم بر اجتماع بود و از آن متأخر نمىگشت ديگر بازگفتن روز بيستم معنايى نداشت بلكه غايت و منتهاى تقدم اجتماع مطلوب اگر با روز پنجشنبه متفق ميشد پنجم و بيستم ماه عربى بود و چون اين قرارداد اصلاح گردد براى روزگارانى صحيح خواهد بود و شرائطى مىيافت كه